پزشكي كامل باشد). وظيفه‌شناسي‌. هدف جراحي‌. خلاصه‌ٴ كالبدشناسي و فيزيولوژي‌. زخم‌ها و جراحت‌ها؛ 2) زخم‌هاي قسمت‌هاي مختلف بدن‌، از سر تا پا، همراه با كالبدشناسي هر عضو؛ 3) ساير معالجه‌هاي طبي‌، باز از سر تا پا، كه طبعاً كامل و تماماً مربوط به جراحي نيست‌. بيماري‌هاي سر و پوست‌، دمل‌ها؛ بيماري‌هاي چشم‌، گوش‌، بيني و حلق‌؛ فتق‌، سنگ مثانه و بيرون آوردن آن‌؛ نابهنجاري‌هاي اندام‌هاي جنسي‌، دوجنسيتي‌؛ استسقا؛ بواسير؛ و غيره‌؛ 4) شكستگي‌ها و دررفتگي‌ها؛ 5) قرابادين‌.
بيان همه‌ٴ تازگيهاي رساله‌ٴ جراحي كبير دشوار خواهد بود. ممكن است از باب مثال اينها را برشمرد: توصيف عالي ضربه‌ٴ مغزي‌، و علائم شكستگي جمجمه‌؛ واكنش در برابر برداشتن‌ قسمتي از جمجمه ــ كه بايد منحصر به مواردي باشد كه قطعاتي از جمجمه فرورفتگي پيدا كند يا سخت شامه تحريك شود؛ همين اعتدال در مورد بيماري فتق ديده مي‌شود ــ در اغلب موارد استفاده از فتق‌بند را به جاي عمل جراحي توصيه مي‌كند. ظاهراً او كمتر از استادش گيللمو در مورد داغ كردن زخم‌ها تعصب داشت‌. در مجموع تصويري از يك جراح و طبيب باتجربه و هوشمند را به دست مي‌دهد.
خيلي زود، ترجمه‌هاي متعددي شهرت لانفرانچي را به خارج از جهان لاتيني بردند (بسياري‌ از جراحان نمي‌توانستند كتاب‌هاي لاتيني را بخوانند يا به آساني قادر به مطالعه‌ٴ آنها نبودند). پيش از نيمه‌ٴ سده‌ٴ پانزدهم‌، رساله‌ٴ جراحي كبير دو بار به انگليسي ترجمه شد؛ و يكي از اين‌ ترجمه‌ها مربوط به حدود 1380، قديمي‌ترين كتاب جراحي و كالبدشناسي به زبان انگليسي‌ بود؛ و ترجمه‌ٴ بعدي چهل سال بعد، صورت گرفت‌. يك تن جراح ليوني به نام گيوم ايووار در حدود 1490، آن را به زبان فرانسه ترجمه كرد. رساله‌ٴ جراحي صغير به زبان اسپانيايي ترجمه شد و واتوبرونفلز (وفات‌: 1531)، گياه‌شناس آن را به آلماني ترجمه كرد.
مترجمان ناشناسي هر دو رساله را به عبري ترجمه كردند. به يكي از ترجمه‌هاي جراحي‌ صغير قراباديني ضميمه است‌، كه باب پنجم جراحي كبير را شامل مي‌شود. يك ترجمه‌ٴ اسپانيايي‌ از قرابادين هم به خط عبري در دست است‌. ترجمه‌ٴ عبري موجب شد تا نام موٴلف به اشتباه لئون‌ فرانكو نوشته شود (و سبب شد تا يهوديان رومي كه نام اصليشان يهودا بود اغلب آن را به‌ صورت نام جديدي انتخاب كنند).

كالبدشكافي انسان‌

به نظر مي‌رسد كه كالبدشكافي انسان در قلمرو مسيحيت در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ سيزدهم‌، آغاز شد. از آن رو مي‌گوييم در قلمرو مسيحيت‌، كه مسلماً كالبدشكافي در عصر يوناني و هلنيستي‌، وجود داشته است‌. چنين كالبدشكافي‌هايي از رساله در باب شكستگي‌ها و دررفتگي‌ها منسوب به بقراط